محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
464
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ولهوزن مستشرق آلمانى مىگويد : « اسلام ، جهان را زير پاى عرب نهاد و اگر آن نبود به چنين مكانتى نمىرسيدند . » « 1 » ( و ايم اللّه لقد كنت من ساقتها حتّى تولّت بحذافيرها ) امام عليه السّلام بيشترين سهم را پس از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در پيروزى و پيشرفتشان داشت . او پيشگام مجاهدان بود و با جاهليت اين قدر جنگيد تا از بين رفت و نصر خداوند آشكار شد . ( و استوسقت في قيادها ) چون كه جاهليت رخت بربست ، دعوت اسلام زير پرچم توحيد و گواهى به پيامبرى محمد صلّى اللّه عليه و آله همگان را گردآورد و اسلام در شرق و غرب گسترش يافت . بنابراين ضمير در « حذافيرها » به جاهليت برمىگردد و در « قيادها » به « دعوة الاسلام » برمىگردد . ( ما ضعفت و لا جبنت و لا خنت و لا وهنت ) امام عليه السّلام همه زندگى خود را براى اسلام گذراند و در اين راه بيش از حد تصور آزار ديد و با اين همه صبر و بردبارى كرد و گرفتارىهاى فراوان جز بر ثبات قدم او نيافزود . ( و ايم اللّه لأبقرنّ الباطل حتّى أخرج الحقّ من خاصرته ) امام عليه السّلام در دوره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى حق جهاد كرد و در دوره خلفا نيز چنين كرد و او همچنين شكم باطلخواهان را مىدريد و حق را از پهلوى آن بيرون آورده به اهلش مىسپرد . شيخ محمد عبده مىگويد : « اين مثال بيش از اندازه زيبا است . » « 2 » پيش از اين نيز در اين باره سخن به ميان رفت : « ذليل نزد من عزيز است تا آنجا كه حق او را بازستانم و قوى نزد من ضعيف است تا حق را از او باز ستانم . » « 3 »
--> ( 1 ) . تاريخ الدولة العربية : 160 ، چاپ سال 1958 م ( مؤلف ) . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 1 / 200 . ( 3 ) . خطبه : 37 .